سيد محمد باقر برقعى
359
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
درِ آسمان بر زمين باز شد * بهشت برين ، شهر شيراز شد به فرجامِ شبهاى پرانتظار * به ديدار تو ، يافت جانم قرار چو من بلبلى با هزاران سرود * به شيراز چشم انتظار تو بود تو گويى كه بخت همايون صفات * بَرِ حافظ آورد شاخ نبات به شيراز شور جهان را ببين * صفاى دل عارفان را ببين « به مستى توان درّ اسرار سفت * كه در بيخودى راز نتوان نهفت » خداوند چون خلقت آغاز كرد * بهشت برين را به شيراز كرد صفاى جهان را به شيراز داد * به شيراز ، خوبان طنّاز داد ملائك ز فردوس رخ تافتند * به شيراز زيبا مكان ساختند ملائك به شيراز جان پرورند * به شيراز از خلد زيباترند به آواز حافظ همه گشته مست * همه بىقرارند و سعدىپرست بيا زير قرآن سرافراز باش * چو خواجوى بر چشم شيراز باش ز شاه چراغ آرزويى بكن * مى كام را در سبويى بكن شبى در خرابات حافظ نشين * تجلّاى فردوسيان را ببين نسيم مصلّا ز جان بهتر است * هواى خرابات جانپرور است اگر پا به گلزار سعدى نهى * به شوريدگان جان و دل مىدهى اگر خاك سعدى گلستان كنى * خزان را بهار بهاران كنى شود شيخ ما مست و شيداى تو * فشاند گل شعر ، در پاى تو چو بيند تو را با صفاى بهار * شود سرو ناز ارم ، بىقرار كنى خاك شيراز را لالهزار * « تو خشنود باشى و ما رستگار » « 1 »
--> ( 1 ) - بيتهاى 1 و 2 و 9 از خواجه حافظ است .